اخبار کتاب, بلاگ

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد – اوریانا فالاچی

انتشارات جاویدان

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد نوشته اوریانا فالاچی ترجمه ویدا مشفق منتشر شد

این کتاب درقالب نامه ای از سوی مادری باردار برای کودکی که در بطن خود پرورش میدهد نگارش شده و از دنیای انسان ها با همه زشتی ها و زیبایی هایش حکایت دارد. این کتاب توسط انتشارات جاویدان به چاپ رسیده است  « برای خرید کتاب کلیک کنید »

 

درباره اوریانا فالاچی

اوریانا فالاچی (29 ژوئن 1929 – 15 سپتامبر 2006) روزنامه نگار، نویسنده و مصاحبه گر سیاسی برجسته ایتالیایی بود که در شهر فلورانس ایتالیا متولد شد و در سن 77 سالگی در همان شهر درگذشت. در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت نمود. وی شهرت جهانی خود را مدیون مصاحبه های جنجالی و مفصل با شناخته شده ترین رهبران سیاسی جهان همچون امام خمینی، یاسر عرفات، ایندیرا گاندی، گلدا مایر، ملک حسین، معمر قذافی، جرج حبش، هنری کیسینجر و محمدرضا پهلوی میباشد. فالاچی از نقطه نظر عقاید سیاسی از چپ بریده و راست گرا محسوب میشد و از آنجائیکه در ظاهر به وجود خداوند اعتقاد نداشت، از نظر مذهبی یک ملحد مسیحی به شمار می آمد. فالاچی از زمانی که متوجه بیماری سرطان خود شد، دست از نویسندگی کشید و گوشه گیرانه در آپارتمان خود در نیویورک و ویلایش در توسکانی ایتالیا به ادامه زندگی پرداخت. سرانجام در 15 سپتامبر 2006 در سن 77 سالگی در کلینیک خصوصی سانتا کیارا در شهر فلورانس ایتالیا درگذشت

 

درباره کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

این کتاب درقالب نامه ای از سوی مادری باردار برای کودکی که در بطن خود پرورش میدهد نگارش شده و از دنیای انسان ها با همه زشتی ها و زیبایی هایش حکایت دارد. فالاچی تقابل مادر و کودک را به زیبایی تصویر کرده و به ویژه دنیا را از زاویه دید زنان و دغدغه ها و مشکلات و چالش هایی که آنها در طول زندگی خود با آن مواجه میشوند شرح داده است. قدرت قلم نویسنده به گونه ای است که خواننده را به حس همذات پنداری دچار میسازد و او را به این جایگاه میرساند تا خودش را به جای راوی قرار دهد و به حسی نائل شود که گویا او نیزکودکی در وجود خود دارد

 

گزیده ای از کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

میلیون ها سال است که آدم ها وقتی بچه به دنیا می آورند، آرزو دارند که بچه هایشان فردای بهتری داشته باشند. تو فکر میکنی برای خوشبخت بودن آیا داشتن سیستم حرارت مرکزی در خانه ها کافی است؟ میدانم که وقتی از سرما میلرزی، داشتن خانه ای گرم با سیستم حرارت مرکزی خیلی خوب است، اما آیا برای خوش بخت شدن همان کافی است؟ آیا میتواند از هویت و آبرویت دفاع کند؟ حتی وقتی حرارت مرکزی داری باز هم باید دروغ ها و فریبکاری ها را تحمل کنی. فردا همیشه برایت مثل یک دروغ با لباس امید باقی میماند. همانطور که قبلا گفتم هیچ چیزی به اندازه نبودن بد نیست، هیچوقت نباید از درد و یا مرگ بترسی چون وقتی میمیریم حتما قبلا به دنیا آمده ایم. قبلا گفته بودم که رنج به دنیا آمدن و زندگی کردن بهتراز هرگز به دنیا نیامدن و نیستی است، ولی واقعا فکر میکنی این حرف ها منطقی هستند؟ طفلکم آیا درست است که تو توی بمباران بمیری؟ یا به وسیله مسلسل یک سرباز که غذایش را دزدیده ای کشته شوی؟ هرچه تو بزرگتر میشوی، ترس و وحشت من هم بیشتر میشود. آن میلی را که برای دیدن تو داشتم، حالا دیگر ندارم. هر روز بیشتر از روز قبل توی پیله شک و تردید فرو میروم. این شک مثل جزر و مد روح متلاطم مرا بالا و پایین میبرد. گاهی تمام وجودم را دربرمیگیرد و مرا خیس میکند و گاهی پایین میرود و فقط رد خیسی آن میماند. نمیخواهم ناامید شوی. باور کن نمیخواهم تقاضا کنم که به دنیا نیایی، فقط میخواهم بدانی چقدر رنج و سختی دارم و تو هم قرار است در آنها با من شریک شوی  عزیزم، هنوز برای فکر کردن وقت داری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *